سکه‌های پایدار بانک JP Morgan

ماه گذشته با انتشار اعلامیه‌ای مبنی‌بر این‌که بانک امریکایی JP Morgan سکه‌ی پایدار خود را ایجاد کرد، دنیای بلاک‌چین و بانکداری دچار هیجان شد.

این یک حرکت نادر بود که به طور همزمان بانکداری و جامعه‌ی بلاک‌چین سازمانی و همچنین کسانی را که در جهان ارزهای دیجیتال فعال هستند را هیجان‌زده کرد. اما آیا هیجان توجیه شده است؟

این داستان مانند بسیاری از تحولات بلاک‌چین، خیلی واضح نیست. مطمئناً این نوآوری JP Morgan موضوعی است که علاقه‌ی بازار را به خود جلب می‌کند.

در چند هفته‌ی گذشته، مدیران نوآوری بلاک‌چین در سراسر بانک‌های سرمایه‌گذاری وال‌استریت درباره‌ی سکه‌ی پایدار JP Morgan مطلع شدند.

بانک مکانی است که بلاک‌چین از آن شروع شده ، و چندین سال است که پذیرش آن آغاز شده است، هر چند که سرعت پذیرش آن پایین‌تر از انتظار ناظران صنعتی است.

بسیاری از مؤسسات متعهد شده‌اند که «پیروان سریع» فناوری بلاک‌چین باشند، و این مسأله باعث شده است که تعداد انگشت شماری از مؤسسات اولین کسانی باشند که این فناوری پیشرفته و اشتباهات پر هزینه‌ی آن را می‌پذیرند.

هنگامی که یک یک پیشرفت فناوری اتفاق می‌افتد، مانند اعلامیه‌ی JP Morgan، کسانی که در حاشیه هستند شروع به سوال می‌کنند که آیا اکنون زمان آن رسیده است که در خط اول پیروان سریع قرار بگیرند؟

پس از اولین بررسی، توسعه‌ی سکه‌ی JPM هیجان‌انگیز است؛ این مسأله نشان‌دهنده‌ی یک سازمان وال‌استریت بزرگ است که شروع به تار کردن خطوط بین سازما‌ن‌های بانکی و دنیای جدید ارز دیجیتال کرده است، سازمانی که مدیر عامل آن شک و تردید خود را درباره‌ی ارزهای دیجیتال بیان کرده است.

با این حال واقعیت پیچیده‌تر است.

آن‌چه که بانک JP Morgan به دست آورده است، بیش از آن‌که یک نوآوری در دنیای فناوری باشد، یک شاهکار بازاریابی است.

برای این‌که دلیل این مسأله را بفهمیم، باید هدف اصلی و مزایای یک سکه‌ی پایدار را درک کنیم.

 

سکه‌ی پایدار JP Morgan به دنبال حل دو مشکل در بازارهای مالی امروز است: فرآیند ناکارآمد و گران انجاتم عملیات مالی، و نوسانات مربوط به نگهداری پول در ارزهای دیجیتال.

عملیات مالی (تسویه یا حل و فصل) فرآیند پرداخت کارت‌های اعتباری و بدهی بین مؤسسات مالی است که در یک صرافی برای انتقال اوراق بهادار مانند سهام، اوراق قرضه یا مشتقات آن انجام می‌شود.

با توجه به این‌که در یک سال بیش از ۱٫۶ کادریلیون توسط DTCC حل و فصل می‌شود، این مسأله یکی از جنبه‌های اصلی بازارهای مالی است.

امروز حل و فصل به دلایل زیادی یک کسب و کار گران برای بانک‌ها است.

یک دلیل این است که پرداخت‌ها به ندرت در زمان واقعی انجام می‌شوند، این بدان معنی است که در بسیاری از موارد وجه‌هایی که باید پرداخت شوند، تا پایان روز در دسترس نیستند.

در برخی موارد، پول تا چند روز بعد در دسترس نیست.

هنگامی که پای میلیاردها دلار در میان است و نمی‌توان از آن به خوبی استفاده کرد، این مسأله به عنوان یک تله‌ی نقدی گران قیمت و بی‌فایده مطرح می‌شود. به عنوان مثال، حل و فصل وام‌های تجاری اتحادیه‌ای (سندیکا) به طور متوسط ۷ روز به طول می‌انجامد.

این چالش حل و فصل هنگامی پیچیده‌تر می‌شود که بانک‌های جهانی عملیات پیچیده انجام می‌دهند.

یک بانک بزرگ چند ملیتی ممکن است در یک قرارداد طلب‌کار بوده و به طور هم‌زمان در قرارداد دیگری بدهکار باشد.

از آن‌جایی که عملیات بانکی بسیار گسترده و پیچیده هستند، این بانک‌ها اغلب نمی‌توانند موقعیت خود را تثبیت کنند، آن‌ها برای پرداخت بدهی وثیقه نگه خواهند داشت.

بنابراین، بانک‌ها نه تنها بدهی‌ها را نگه می‌دارند و اعتبارات را برای یک روز و گاهی چند روز دریافت نمی‌کنند، بلکه ممکن است به خاطر بدهی‌هایی که واقعا ندارند، وثیقه نگه دارند.

علاوه‌بر این، نگه داشتن نقدینگی در کشورهای مختلف در پیش‌بینی نیاز برای حل و فصل می‌تواند پر هزینه باشد، چرا که اغلب این پول به صورت غیر مستقیم ذخیره می‌شود.

 

بانک‌ها مدل کازینو را می‌پذیرند

بلاک‌چین فرصتی برای کاهش زمان و هزینه‌های حل و فصل را فراهم می‌کند، و نهادها را قادر می‌سازد تا بتوانند بلافاصله تسویه انجام دهند، بر خلاف حالت قبل که در پایان هر روز (یا بیشتر در مورد سهام) انجام می‌شد؛

با استفاده از بلاک‌چین تسویه با پول دیجیتال انجام می‌شود، به جای این‌که در پایان روز مقداری پول نقد از حسابی به حساب دیگر منتقل شود.

این پول دیجیتال اغلب به یک سکه‌ی «حل و فصل» اشاره دارد.

این مسأله را می‌توان به استفاده از تراشه‌های قمار در یک کازینو در لاس‌وگاس تشبیه کرد.

در لاس‌وگاس، کازینو‌های بزرگ توافق دارند که تراشه‌های یکدیگر را به رسمیت بشناسند، این مسأله افراد را قادر می‌سازد تا از تراشه‌های یک کازینو در کازینو‌‌های دیگر استفاده کنند و در نهایت در MGM Grand پول نقد دریافت کنند.

در مورد مؤسسات مالی، این تراشه پول دیجیتال در قالب یک «سکه‌ی حل و فصل» است.

مزایای آن شامل کاهش پیچیدگی حل و فصل، سرعت بخشیدن به زمان حل و فصل و ارائه‌ی توانایی  برای مدیریت بهتر نقدینگی در طول روز است، که بدین معنی است که آن‌ها می‌توانند دارایی‌های خود را به نحو کارآمدتری به کار بیاندازند و پول بیشتری به دست آورند.

یکی از این ابتکارات Utility Settlement Coin، یک نوآوری با پشتوانه‌ی بانک UBS است که باعث می‌شود پروژه‌هاس سالانه‌ی صنعت بین ۶۵ تا ۸۰ میلیون دلار صرفه‌جویی کنند.

 

خسارت‌های پول دیجیتال

یکی از چالش‌هایی که پول دیجیتال با آن رو به رو است، بی‌ثباتی‌ است: میزانی که پول دیجیتال می‌تواند مبادله شود به دلیل عواملی مانند تقاضا و رویدادهای بازار به طور قابل توجهی تغییر کند.

بیت‌کوین به طور قابل توجهی نوسان داشته است، قبل از این‌که قیمت آن ۳ هزار دلار شود، در طول یک سال گذشته از ۲ هزار دلار به ۱۹ هزار دلار رسید.

این مسأله باعث می‌شود که نگه داشتن پول در قالب پول دیجیتال یک کار خطرناک باشد و بانک‌ها تمایلی به انجام این کار نداشته باشند.

این مسأله به نوآوری سکه‌ی پایدار منجر شد، که یک مکانیزم است که به وسیله‌ی آن پول دیجیتال می‌تواند به ارزش یک دارایی وابسته شود، که همیشه با یک قیمت ثابت قابل جبران است.

به عنوان مثال، یک سکه‌ی پایدار وابسته به دلار امریکا، همیشه می‌تواند با یک دلار قابل بازپرداخت باشد.

با این حال، سکه‌های پایدار نیز دارای مشکلاتی هستند.

یک سکه‌ی پایدار درصورتی  می‌تواند ثابت باقی بماند که دارایی کافی پشت آن باشد.

همانطور که جورج سوروس با نیروی مالی کافی بانک انگلستان را شکست داد، امکان شکیت ثبات سکه‌ی پایدار نیز وجود دارد.

 

قرار دادن تکه‌ها در کنار هم

سکه‌‌ی پایدار JP Morgan با ارائه‌ی پول دیجیتال که می‌تواند استفاده شود و امکان بازپرداخت این سکه را با نرخ ثابت فراهم می‌کند، نقاط بین جنبه‌های مختلف حل و فصل و مدیریت نوسانات به هم متصل می‌کند.

در حالی که این ممکن است به عنوان یک دستاورد قابل توجه به نظر برسد، تمام سکه‌های پایدار JP Morgan این امکان را برای طراف‌های قرارداد مهیا می‌کنند که در تبادل‌ها از طریق JP Morgan پرداخت انجام دهند تا یک گواهی‌نامه‌ی دیجیتال دریافت کنند.

در حقیقت ایده‌ی ایجاد یک اکوسیستم به گونه‌ای است که همه‌ی شرکت‌کنندگان می‌توانند از یک پول دیجیتال قابل بازپرداخت و پذیرفته‌شده‌ی سراسری استفاده کنند.

در عوض، راهکاری است که در آن  JP Morgan یک توکن را بازپرداخت می‌کند، که فقط روی پلتفرم آن انجام می‌شود.

این مسأله مانند این است که فقط قادر باشیم روی تراشه‌های قمار خود در یک کازینو خرید و قمار انجام دهیم.

به دور از نوآوری‌های فناوری، این چیزی است که در پایه‌ی آن فناوری قدیمی مانند یک نوآوری جدید به نظر می‌آید.

در پایه‌ی آن، JP Morgan امیدوار است که حساب کاربر را هنگامی که با یک گواهی‌نامه‌ی دیجیتال معرفی می‌شود که دارای ارزش بازخرید یک دلاری است، معتبر کند.

توانایی طلب دیجیتالی شدن مکانیزم پرداخت از یک بانک برای بعضی وقت‌ها وجود داشت، آن یک API نامیده می‌شود، جایی که یک API  (یا واسط برنامه‌نویسی) صرفاً یک راه برای تعامل دیجیتالی با یک سرویس آنلاین مانند رابط پردازش پرداخت یک بانک است.

اما این به این معنا نیست که نوآوری JP Morgan باید رد شود.

هر نوآوری در بلاک‌چین برای سرویس‌های مالی، دنیای فرآیندهای کسب و کار و فناوری قدیمی،  که در آن یک دستگاه فاکس هنوز به عنوان بخش مهمی از نحوه‌ی انجام کسب و کار امروز به شمار می‌رود، باید با احتیاط مورد تشویق قرار بگیرد.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *